مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
از نجف یکسره تا کرب و بلا گفت: علی دل گره خورد به نام شهدا گفت: علی چشمه و رود به تسبیح خدا مشغـولند هرکه از نام خدا گفت، خدا گفت: علی عشق فریاد زد و بیرق حق بالا رفت کوه در لحظۀ برگشتِ صدا گفت: علی درد افـتاد به جـانـم، نـفـسـم بـنـد آمـد دلِ بیـچـارۀ من وقت بلا گـفت: عـلی به طـبـیبان جـهـان کـار نـدارد اصلاً دلِ مشتاق عـلی جای دوا گفت: علی به نجف رفت و به شکرانۀ زائر شدنش چشمم از دیدن ایوانِ طلا گفت: علی زاهد از سیر الی الله چه منظوری داشت؟ عارفی داد اذان، قـبلهنـما گـفت: علی ملکی مثل علی در شب معراجش دید که پیمبر همه جا قبل دعا گفت: علی به ولایت، به عبادت، به سعادت برسد هـرکه با پـنج تن آل عـبا گـفت: علی |